آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

375

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

پس از آگاهى از اين موضوع روز بعد يك جفت دستبند طلا دوقواره پارچه اطلس ايرانى ، يك پوند توتون آلمانى ، يك قبضه تپانچه ، يك تفنگ ، مقدارى ادويه ، دو قواره پارچه ابريشمين ايرانى و يك چليك باروت براى سورخو خان فرستادند و از داروغه خواستند كه از تركى يك كوزه كوچك براندى براى ما بفرستد . سورخو خان هدايا را با تشكر زياد پذيرفته و اظهار داشته بود كه دو روزه وسايل مورد نياز ما را به خرج خودمان تهيه كند و در ضمن از سفراء و پنج شاهزاده دعوت كرد كه براى صرف غذا نزد او بروند ، ابتدا سفرا در پذيرفتن اين دعوت مردد بودند ولى بالاخره به دلايلى چند تصميم گرفتند همراه چهار نفر از اعضاى هيئت به ميهمانى خان برند . غذائى كه براى ما آوردند جالب نبود و حتى كوچكترين رغبتى براى خوردن آن در ما برانگيخته نشد . نوشيدنى عبارت بود از آب كه در ليوان - هاى آلمانى و براندى كه در كاسه‌هاى نقره‌اى ريخته بودند ، زيرا اينجا اصلا شراب وجود نداشت . پس از صرف غذا خان اظهار تمايل كرد كه موسيقى ما را بشنود ، نوازندگان را فورا با اسب به محل مهمانى آوردند ، پس از آنكه سه ساعت اجراى موسيقى به طول انجاميد و از نظر خان شنيدن آن بسيار مطبوع و دلچسب بود ، دوباره پذيرائى شروع شد و سفره غذا را پهن كردند . پس از صرف غذا از آن‌ها خداحافظى كرديم و به اقامتگاه خود بازگشتيم ، روز بعد شاهزادگان ديگر فرستادگان را دعوت كردند . اين ضيافت جالب‌تر از ميهمانى ديروز بود ، ظروفى كه براى نوشيدن داشتند از شاخ‌هاى بلند گاو بود كه در آن‌گونه‌اى نوشيدنى بنام براگا « 1 » كه از تخمير ارزن بدست مىآورند ريخته بودند و ضمن نوشاندن براندى ، اين نوشيدنى را مرتب دور مىچرخاندند . در مدت كوتاهى تاتارها مست شدند و به قدرى بلند حرف مىزدند و سروصدا راه مىانداختند كه انسان حتى سخنان خود را به زحمت مىشنيد . پس از آنكه از ما به شيوه بسيار خوب پذيرائى كردند و مورد الطاف و مراحم خود قرار دادند از آن‌ها جدا شديم و به محل خود بازگشتيم .

--> ( 1 ) - Bragga مخمرى شبيه آبجو - و - آ .